تبليغاتX
عالم ماوراء

آفرینش عالم از دیدگاه ادیان

                    

سرود آفرینش ازریگ ودا

واد نخستین کتاب مذهبی آریاها و کهنه ترین کتاب دنیاست و مربوط به زمانی است که آریاِِئیهای هندی وایرانی باهم زندگی می کردند.

وقتی که نه از بودنشان بود،نه ازنبود،نه هوا بود ،نه کشورآسمان ،نه پوششی بود نه پنهانی ،نه آبی ونه دریای ژرفی . مرگ نبود، زنده و جاوید نبود ،تاریکی بودوتشویش جهان در تاریکی پنهان بود ،آنچه بود بی شکل وهیآت بود . پس از آن براثر گرما وجدت بوجود آمد .

 پس رغبت وخواهش که هسته ی روح است پیدا شد . خردمندان که با فکر و دل درجستجو بودند ، را بطه ی بود را با نبود دریا فتنند.

خط متقاططعی گسترش یافت وبالا وپایینی پیدا شد. که می تواند بداند؟ و که می تواند . بگوید ؟ که آفرینش از کجابود واز کجا نمایان شد ؟ خدایان پس از جهان بوجود آمدند. پس که می تواند آغاز جهان را بداند . تنها او که بنیاد آفرینش است . او که جهان را آفریده یا نیافریده . او که از بالای آسمان براین جهان حکم فرماست ،این رمز را نمی داند.

یک کهکشان حلقه ای

 

 

رموز خلقت دراوستا(کتاب دینی زردشت)

اوستا کتاب نخستین پیامبر ایرانیان (زردشت) می باشد وقرآن نیز درآیه ی 17سوره ی حج پیروانش رابه نام مجوس در ردیف یهود ونصارا دانسته است . خلقت در اوستا چنین بیان شده است  از نظر زردشت عمر دنیا دوازده هزار سال است. در سه هزار سال اول هرمزد یاجهان روشنایی واهریمن یا جهان تاریکی در کنار یکدیگر می زیستند، جهان روشنایی دربالا وجهان تاریک در پایین قرار داشت و هوا میان آنها را فاصله انداخته بود. سپس اهریمن نوررابدید ودرصدد نابودی  آن برآمد . هرمزکه از سرانجام کار آگاه بود، قرار یک جنگ نه هزار ساله رابا او گذاشتاهریمن دگر باره به تاریکی اندر افتاد دو سه هزار سال در آنجا بی حرکت ماند. هرمزد دراین فرصت سه هزار ساله دست به افرینش جهان هستی زد وگاووجانوران سودمند ومشیک ومشیناک (آدم وحوا) واز پشت ایشان آأمیانرا بیافرید . سپس دوره ی سه هزارساله آمیزش نور وظلمت که آنرا گمیزشن می گویند، آغاز شد ، وجنگ بین خیر و شر درگرفت.سه هزا ر سال پس از خلق نخستین انسان،زردشت برای هدایت مردم برانگیخته شد و هنگام ظهورش بیش از سه هزار سال ازعمر دنیا باقی نمانده بود . هزار سال پس ازمرگ زردشت از نطفه ی زردشت که دردریاچه چیچست پنهان است . از شکم دختری به نام هوشید موعود آخر الزمان، وهزار سال پس ازوی در همان دریاچه از نطفه ی زردشت واز شکم دختری به نام هوشید رماه، وهزا رسال پس از وی به همان سبک از شکم دختری به نام سوشیان موعود آخرالزمان سوم ظهور می کند، ودر زمان این موعود است که جنگ نهائی و قطعی بین خیر و شر در می گیرد وهمه مردگان برمی خیزند وقیامت برپا می شود وستاره دنباله داری به نا گوچهر برزمین می افتد وشعله ور می شود وتمام معادن وفلزات گداخته می شود وچون سیل روان می گردد اما برای نیکان چون شیر گرم وملایم می گردد وسرانجام اهریمن شکست می خورد و جهانی نو که جز نیکی و عدالت وراستی در آن حکم فرما نیست، بوجود خواهد آمد طبق کتاب مقدس ایرانیان(اوستا) منشآ پیدایش جانداران روی زمین، از قطرات خون وپاره های اعضا ی بدن گاوی است که آنرا (میترا) خدای آفتاب کشت. توضیح آنکه ابتدا اهورا مزدا گاوی آفرید. این گاو مدتها در زمین تنها بسرمی برد . روزی گاوی مزبور در کنار درخت انجیر می چرید . ناگها میترا از کنار تخته سنگی بدر آمد، درحالی که خنجری در دست داشت، قصد کشتن گاو را نمود. گاو به داخله غاری رفت ، میترا وی را درآن غار گرفته ، شکمش را درید . از خون گاو یک جفت گاو آفریده شد واز آن یک جفت ، گاوهایی زیاد خلق شدند و از آن گاوها جانوران روی زمین آفریده شدند... از قطرات خون آن گاو نیز انواع گیاهان  از زمین رویید .در باره ی آفرینش انسان نیز داستان ذیل در کتاب اوستا دیده می شود .

اهوارا مزدا نخستین انسان را از گیاه به صورت جوانی آفرید ولی دیوا هریمن که چنین دید به نبرد با کیومرث برخاست. ابتدا مغلوب شد ولی پس از مدتی که اولین انسان مغلوب کرده، فریب داد و بی جان کرد (شبیه داستان حضرت آدم و شیطان ) از اعضای بدن کیومرث ، معادن زمین تکوین یافت وپس از چند سال از نطفه ی کیومرث که درجسد ش محفو ظ مانده    

بودیک جفت انسان نروماده به نام های مشیه ومشیانه  آفریده شدند واز مشیه و مشیانه نژاد های انسان در روی زمین به وجود آمدند .

آسمان با عجایبش

رموز خلقت در تورات

روز اول (از سفر پیدایش آیات 1-5)

در ابتدا خداوند زمین و آسمان را آفرید وزمین تهی و بایر بود و تاریکی بر روی  لجه و روح خدا، سطح آبهارا فرا گرفت. خدا گفت روشنایی شود روشنایی شد و خدا روشنایی را دید که نیکوست وخدا روشنایی را از تاریکی جدا ساخت. خدایا روشنایی را روز وتاریکی را را شب نامید وشام بود و صبح بود.

روز دوم ( آیات6-8)

وخدا گفت فلکی باشد درمیان آبها- وآبها را از آبها جدا ساخت وخدا فلک را ساخت وآبهای زیر فلک ذا از آبهای فلک جدا ساخت . خدا فلک را آسمان نامید وشام بود و صبح بود.

روز سوم(آیات9-13)

خداگفت: آبها زیرآسمان یکجا جمع شوند و خشکی ظاهر گردد و چنین شد وخدا خشکی را زمین نامید واجتماع آبها را دریا نا مید وخدا دید که نیکوست .

روز چهارم(آیات13-20)

خدا گفت : نیرها در فلک آسمان باشند تا روز از شب جدا کنند و برای آیات زمانها، روزها وسالها باشند ونیرها در فلک آسمان باشند تا بر زمین روشنایی دهند و چنین شد. خداوند دونیر بزرگ ساخت. نیر اعظم را برای سلطنت روز و نیر اصغر را برای سلطنت شب . ستارگان را در فلک آسمان گذاشت تا بر زمین روشنایی دهند وتا سلطنت نمایند ، بر روزوشب و روشنایی را از تاریکی جدا کنند وخدا دید که نیکوست .وشام بود وصبح بود وروزی چهارم .

روز پنجم(آیات 20-24)

 خدا گفت آبها به انبوه جانوران پرشوند وپرندگان بالای فلک آسمان پرواز کنند وچنین شد . خدا نهنگان بزرگ آفرید. و همه ی جانوران خزنده راکه آبها از آنها واجناس آنها بود پر شد . وهمه پرندگان بالداربه اجناس آنها . وخدا دید که نیکوست. خدا آنها را برکت داده وگفت:بارور وکثیر شوید وآبهای دریارا پرسازید وپرندگان در زمین کثیر شوند وشام بود وصبح بود .

روز ششم(آیات24-31)

خدا گفت: زمین جانوران را مواق اجناس آنها بیرون آورد، بهایم، حشرات وحیوانات زمین به اجناس آنها وچنین شد. پس خدا حیوانات زمین را به اجناس آنها بساخت و بهایم را به اجناس آنها وهمه حشرات زمین را به اجناس آنها وخدا دید نیکوست. خدا گفت:آدم را به صورتمان وموافق و شبیهمان بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان وبهایم بر تمامی حیوانات وهمه حشراتیکه بر زمین می خزند. حکومت نماید. پس خدا آدم را به صورت خود آفرید. ایشان را نرو ماده آفرید... وچنین شد و خدا هر چه سا خته بود ، دید وهمانا بسیار نیکو بود و روزی ششم.

روزهفتم

در روز هفتم خدا از همه کار خود که ساخته بود فارغ شد پس خدا روز هفتم را مبا رک خواند وآنرا تقدیس نمود.

آفرینش در قرآن

درقرآن نیز داستانهای آفرینش زمین وآسمانها ، خلقت انسان از خاک وفریب خوردن او از شیظان همه اینها تقریبا مثل تورات است. با این تفاوت که در قرآن ، داستانها کوتاهتر است وبعضی داستانها چند بار تکرار شده که هربار خصوصیتی را بیان کرده ودانش جدیدی به اثبات بعضی از آنها نایل شده است . درقرآن نیزداستان خلقت در شش روز آمده است اما عده ای از مفسرین مانند ابوالسعود در قرن شانزدهم معتقد بود که بجای روز باید مرحله یا نوبت گذاشت ومفسران جدید نیز این تعبیر را پذیرفته اند.

سوره ی اعراف آیه ی 54 (پروردگار شما خدائی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید). یکی از دراز ترین عبارات قرآن در موضوع آفرینش آیات 9-12سوره ی 41(فصلت) می باشد، خدا به پیا مبر خطاب می فرمایند : ای رسول مشرکان را بگوکه شمابه خدا که زمین (جهان را) در دو روز بیافرید کافرمی شوید وبرای او مثل ومانند قرارمیدهید؟ او خدای جهانیان هست . نه بتها و معبودان شما.(9) واو روی زمین کوه ها بر افراشت وانواع برکات منا بع را از معادن وچشمه ها درختان بسیار قرار داد و قوت و ارزاق اهل زمین را در چهار روز (برای هر شهر ودیاری) مقدر ومعین فرمود و روزی طلبان را  درکسب روزی خود یکسان گردانید . ( 10) آنگاه به خلقت آسمانها توجه کامل فرمود. که آسمانها دودی بود، او(به امر نافذ تکوینی) فرمود که ای آسمان وزمینهمه به سوی خدا( و اطاعت فرمان حق) به شوق و رغبت یا جبر وکراهت بشتابید          آنها عرضه داشتند،باکمال شوق بسوی می شتابیم. (11) انگاه نظم هفت اسمان رادردوروزاستوارفرمودودرهراسمانی به نظم امرش وحی فرمودواسمان (محسوس)دنیارابه چراغهای رخشنده(مهروماه وانجم)زیب وزیوردادیم.این(نظام اسمان وزمین)تقدیرخدای مقتدرداناست.(12)سوره ی سجده ایه ی 5: اوامرعالم راازآسمان تازمین تدبیرمیکند سپس روزی که مقدارش به حساب شمابندگان هزار سال است بسوی خود بالا می برد .

سوره ی معراج آیه ی 4 : فرشتگان وروح الا مین برای اخذ فرمان بسوی عرش خدا بالا روند در روز یکه مدتش پنجاه هزارسال خواهد بود .

سوره 25(الفرقان)آیه ی 59: آن خدایی که آسمانها وزمین هر چه بین آنها است همه را در شش روز بیافرید.

سوره ی 50آیه ی 38 :وما زمین وآنها وآنچه بین آنها است . همه را در شش روز آفریدیم و هیچ رنج و خستگی به ما نرسید .  

و آیه های بسیاری در این زمینه وجود دارد که گفتن آنها متن را طولانی می کند.

ًانشاالله سعی می شود در پستهای بعدی آفرینش را از دید گاه اهل بیت وعلم بیان کنم .

 

این هم چندتا عکس جالب

 

 

 

امیدوارم لذت برده باشید . نظر یادتون نره .

+ نوشته شده توسط علی رضا در دوشنبه 1386/11/08 و ساعت 22:35 |
انشاالله در این وبلاگ تلاش می شود انواع علوم (علم روح ـ علم اخترشناسی ـ علوم انسانی و...) مورد بحث قرار گیرد.

اولین مطلب را با اختر شنا سی آغاز می کنم .

مردمان اولیه از آسمان به عنوان قطب نما، ساعت و تقویم استفاده می کردند. طلوع و غروب خورشید به ترتیب نمایانگر شرق و غرب بودند. صورتهای کره ماه، یک ماه را معین می نمود و ماه به همراه حرکت سالانه خورشید در آسمان تقویم را پدید آورند. با شروع تبادلات تجاری میان فرهنگها، موقعیت ستارگان برای راهنمایی دریانوردان به کار گرفته شد.

 در سال 1905 انشتین فرضیه نسبیت خاص خود را بیان کرد که بنا بر آن به فرمول رابط میان جرم و انرژی یعنی E=mc^2 (انرژی برابر است با جرم ضرب در توان دوم سرعت نور–تقریبا سیصد هزار کیلومتر در ثانیه-)دست یافت. بر اساس فرضیه مهبانگ جهان با یک انفجار بسیار بزرگ آغاز شده و در لحظه انفجار جرم در حدود صفر و انرژی و دما تقریبی از بینهایت بوده، که با وقوع انفجار از دما و در نتیجه از انرژی کاسته شده و از آنجا که جرم با انرژی در رابطه است پس با هر مرحله  از کاهش دما ذراتی که جرمی معادل با آن انرژی داشته اند به وجود آمده اند.

مراحله پیدایش جهان

فيزيكدانان تاريخ جهان از بدو پيدايش تا كنون را به هشت مرحله متفاوت و غيرمساوي تقسيم مي‌كنند.

مرحله اول

       از صفر تا 43- 10 ثانيه : اين مساله هنوز كاملا روشن نيست كه در اين اولين اجزاي ثانيهها چه چيزي تبديل به گلوله آتشيني شد كه بعدا" كيهان بايد از آن ايجاد گردد. هيچ معادله و يا فرمولهاي اندازهگيري براي درجه حرارت بسيار بالا و غير قابل تصوري كه در اين زمان حاكم بود در دست نميباشد.

مرحله دوم

       از 43- 10 تا  32- 10  ثانيه: اولين سنگ بناهای ماده مثلا كواركها و الكترونها و پادذرههاي آنها از برخورد پرتوها با يكديگر به وجود ميآيند. قسمتي از اين سنگ بناها دوباره با يكديگر برخورد ميكنند و به صورت تشعشع فرو ميپاشند. در لحظههاي بسيار بسيار اوليه ذرات فوق سنگين اشعه‌ی ايکس نيز ميتوانستهاند به وجود آمده باشند. اين ذرات داراي اين ويژگي هستند كه هنگام فروپاشي ماده بيشتري نسبت به ضد ماده و مثلا كواركهاي بيشتري نسبت به آنتيكواركها ايجاد ميكنند. ذرات ايکس كه فقط در همان اولين اجزاي بسيار كوچك ثانيهها وجود داشتند براي ما ميراث مهمي به جا گذاردند كه عبارت بود از : ( افزوني ماده در برابر ضد ماده )سياه چاله

مرحله سوم

       از 32- 10 ثانيه تا  6- 10 ثانيه:  كيهان از مخلوطي از كواركها – لپتونها – فوتونها و ساير ذرات ديگر تشكيل شده  كه متقابلا" به ايجاد و انهدام يكديگر مشغول بوده و ضمنا خيلي سريع در حال از دست دادن حرارت هستند.

مرحله چهارم

       از 6- 10 ثانيه تا 3- 10ثانيه: تقريبا تمام كواركها و ضد كواركها به صورت پرتو ذرهها به انرژي تبديل ميشوند. كواركهاي جديد ديگر نميتوانند در درجه حرارتهاي رو به كاهش به وجود آيند ولي از آنجايي كه كواركهاي بيشتري نسبت به ضد كواركها وجود دارند برخي از كواركها براي خود جفتي پيدا نكرده و به صورت اضافه باقي ميمانند. هر 3 كوارك با يكديگر يك پروتون با يك نوترون ميسازند. سنگ بناهاي هسته اتمهاي آينده اكنون ايجاد شده اند.

 

مرحله پنجم

       از 3- 10 ثانيه تا 100 ثانيه: الكترونها و ضد الكترونها در برخورد با يكديگر به اشعه تبديل ميشوند.تعدادي الكترون باقي ميماند زيرا كه ماده بيشتري نسبت به ضد ماده وجود دارد. اين الكترونها بعدا" مدارهاي اتمي را ميسازند.

مرحله ششم

       از 100 ثانيه تا 30 دقيقه:  در درجه حرارتهايي كه امروزه ميتوان در مركز ستارگان يافت اولين هستههاي اتمهاي سبك و به ويژه هستههاي بسيار پايدار هليم در اثر همجوشي هستهاي ساخته ميشوند. هسته اتمهاي سنگين از قبيل اتم آهن يا كربن در اين مرحله هنوز ايجاد نميشوند. در آغاز خلقت عملا فقط دو عنصر بنيادي كه از همه سبكتر بودند وجود داشتند : هليم و هيدروژن.

مرحله هفتم

       از 30 دقيقه تا 1 ميليون سال پس از خلق ماده:  پس از گذشت حدود 300000 (سيصد هزار)سال گوي آتشين آنقدر حرارت از دست داده كه هسته اتمها و الكترونها ميتوانند در درجه حرارتي در حدود 3000 درجه سانتيگراد به يكديگر بپيوندند و بدون اينكه دوباره فورا از هم بپاشند اتمها را تشكيل دهند. در نتيجه آن مخلوط ذرهاي كه قبلا نامرئي بود اكنون قابل ديدن ميشود.

مرحله هشتم

       از يك ميليون سال پس از خلق ماده تا امروز: از ابرهاي هيدروژني کهکشان‌ها، ستارگان و سيارات به وجود مي‌آيند. در داخل ستارگان هسته اتمهاي سنگين از قبيل اكسيژن و آهن توليد ميشوند. كه بعدها در انفجارات ستارهاي آزاد ميگردند و براي ساخت ستارگان و  سيارات و حيات جديد به كار مي‌آيند.

 

 خلقت جهان ازنظرنهج البلاغه

 

خلقت را آغاز کرد . موجودات رابیافرید . بدون نیازبه فکرواندیشه ای ، یا استفاده ازتجربه ای بی آن که حرکتی ایجاد کند ، ویا تصمیمی مضطرب دراو راه داشته باشد . برای پدید آمدن موجودات ،وقت مناسبی قرار داد ، وموجودات گوناگون را هماهنگ کرد ودرکدام غریزه ی خاص خودش را قرار داد وغرائزرا همراه آنان گردانید . خدا پیش از آن که موجودات رابیافریند ، ازتمام جزئیات وجوانب آنها آگاهی داشت. وحدود و پایان آنرا می دانست واز اسرار درون و بیرون پدیده ها آشنا بود . سپس خدای سبحان طبقات فضا را شکافت واطراف آنرابازکرد ، وهوای به آسمان زمین راه یافته راآفرید ،ودر آن آبی روان ساخت،آبی که امواج متلاطم ان شکننده بود،که یکی بردیگری می نشست ، اب را بربادی طوفانی وشکننده نهاد،وباد رابه باز گرداننده ی آن فرمان داد ، وبه نگه داری آب مسلط ساخت ، وحد  و مرز آنرا به خوبی تعیین فرمود . فضا در زیر تند باد و آب بر بالای آن در حرکت بود . سپس خدای سبحان طوفانی بر انگیخت که آب را متلاطم ساخت . وامواج آب را پی در پی در هم کوبید. طوفان به شدت وزید ، واز نقطه ای دور دوباره آغاز شد. سپس به طوفان امر کرد تاامواج دریا ها را به هر سو روان کند وبر هم کوبد،وبا همان شدت که در فضا وزیدن داشت،بر امواج آبها حمله ور گردد از اول ان برمی داشت وبه اخرش می ریخت،وآبهای ساکن رابه امواج  سرکش برگرداند. تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند، وچون قله های بلند کوه های بالا آمدند امواج تند کفهای برآمده ازآبها را در هوای باز ، وفضای گسترده ی بالا برد، که از آن هفت آسمان را پدید آورد. آسمان پایین را چون موج مهار شده وآسمانهای بالا ماننده سقفی استوار وبلند قرار داد بی آنکه نیازمند به ستونی باشدیا میخ هایی که آنهارا استوار کند. آنگاه فضای آسمان پایین رابه وسیله ی نور ستارگان درخشنده زینت بخشید ودرآن چراغی روشنی بخش و ماهی درخشان به حرکت درآورد که همواره درمدار فلکی گردنده وبر قرار، وسقفی متحرک، وصفحه ای بی قرار وبه گردش خود ادامه دهند.

 این هم چندتا عکس جالب

 

 

 

امیدوارم لذت برده باشید . نظر یادتون نره .

+ نوشته شده توسط علی رضا در یکشنبه 1386/10/30 و ساعت 18:56 |


Powered By
BLOGFA.COM


***یااباصالح المهدی***